Pramāṇa · Search · About · API

Akhbar al-akhyar 325

Akhbār al-akhyār 325

Language
Persian

325

صاحب شوق5 و ذوق بود و در سماع غلوی تمام داشت. فضلای زمانه مثل امیر خسرو و امیر حسن [سجزی] و خوش طبعان دیگر اسیر6 محبت او بودند. شیخ نصیرالدین در وقتی که در شهر میبود، به خانهآ او میبود. او را به خدمت پیر اعتقادی عظیم بود. در مدت عمر خود پشت به جانب غیاث پورنکرد و از7 خلفای شیخ نظامالدین اولیاست و قصه8 خلافت او بر آن وجهی که در سیرالاولیا نوشته آنچنان است که خواجه مبشر که از خدمتگاران قدیم شیخ نظامالدین بود و سید حسین و سید خاموش گفتند که مولانا برهانالدین از مریدان سابق است. در اعتقاد میان یاران ممتاز، چرا شاید که ذکر او به جهت خلافت به خدمت شیخ نظامالدین نکنند؟ ایشان همه اتفاق کرده او را به خدمت بردند و عرضه کردند که مولانا برهانالدین غریب بندهآ قدیم حضرت مخدوم است. پای بوس میکند و امیدوار مرحمت میباشد. مولانا در این محل زمین بوس کرد. بعده اقبال خادم، کلاه و پیراهن که در1 صحبت شیخ نظامالدین یافته بود،2 پیش برد و دست مبارک شیخ نظام الدین بر آن کلاه و پیراهن نهاد و در نظر شیخ نظامالدین مولانا برهانالدین را بپوشانید3 و گفت: شما هم خلیفهاید. در آن زمان شیخ نظامالدین ساکت بود و سکوت دلیل رضاست.