Akhbar al-akhyar 326
Akhbār al-akhyār 326
- Language
- Persian
326
نقل است که وقتی که4 شیخ نظامالدین از مولانا برهانالدین غریب5 کوفته گشته بود، به سبب آن که وی6 پیر زمن شده بود و در اصل خلقت هم ضعیف بود، به سبب آن گلیمی دوتا میکرد و بر بالای آن درخانهآ خود مینشست. علی زنبیلی و ملک نصرت که از اقارب سلطان علاءالدین بودند و مرید شیخ علاءالدین7 گشته و محلوق شده، این معنی را به خدمت شیخ به نوعی دگر رسانیدند که مولانا برهانالدین بر سجادهآ شیخی مینشیند و رعایت این کار بر طریقهآ مشایخ میکند. شیخ نظامالدین از این معنی برنجید. چون مولانا برهانالدین به خدمت شیخ8 آمد، سخن نفرمود. چون از خدمت برخاست و به جماعت خانه آمد، اقبال خادم فرمان شیخ رسانید که شما همین ساعت بروید، اینجا ننشینید. وی سراسیمه و پریشان به خانه رفت و به تعزیت بنشست. مردم شهر به دیدن او میآمدند. بعد از چند گاهی امیر خسرو دستار در گردن خود کرد9 و10 در نظر شیخ بایستاد. فرمود ترک چیست؟ عرضه کرد که عفو جرم مولانا برهانالدین از حضرت التماس دارم.11 تبسم کرد و فرمود او کجاست؟ بطلبید. بعده مولانا و امیر خسرو دستار درگردن خود، هر دو به خدمت آمدند و سر بر زمین نهادند. جرم مولانا را عفو کرد و مولانا به تجدید بیعت مشرف شد. مولانا برهانالدین غریب بعد از نقل شیخ چند سال درحیات بود و دست بیعت به خلق خدا میداد. چون در دیوگیر رفت، به رحمت حق پیوست. قبر او در همان جاست. این برهان پورکه شهری مشهور است، به نام شیخ آبادان است. ملوک آنجا معتقد اویند، رحمة الله علیه.