Akhbar al-akhyar 397.3
Akhbār al-akhyār 397.3
- Language
- Persian
397.3
بنده عرض کرد که خواجه را روشن است که چون مریم را - رضیالله عنها - حضرت عیسی - علیه السلام - متولد نشده بود، میوهآ زمستانی در تابستان و میوه تابستان در زمستان بی محنت در محراب حاضر مییافت. چون عیسی پیغمبر -علیه السلام- متولد شد، مریم منتظر شد که رزق همچنان خواهد6 رسید. فرمان آمد: «و هزی7 الیک بجذع8 النخلة9 تساقط علیک رطبأ جنیا.» (مریم، 25/19)10 شاخههای درخت خرما را به سوی خود بجنبان تا بر تو خرمای تر بریزد.11 در آن حال و در این حال، این مقدار تفاوت است. خواجه این جواب را از بنده قبول کرد و بپسندید. پسر شیخ ابویزید بن شیخ نجمالدین بن شیخ قیامالدین است.12 در فوایدالفواد نقل از شیخ نظامالدین اولیا - قدس سره - میکند که فرمود که خواجه احمد نبیره13آ شیخ الاسلام معینالدین عظیم1 صالح بود. وی میگفت: که مرا2 یاری بود که پیوسته دو رکعت نفل بعد از نماز مغرب برای حفظ3 ایمان میگزارد و4 در رکعت اول بعد از فاتحه سورهآ اخلاص هفت بار و سورهآ فلق یک بار و در رکعت دوم بعد از5 فاتحه اخلاص هفت بار و سورهآ الناس یک بار؛ چون6 از نماز فارغ میشد سه بار در سجده میگفت: «یا حی یا قیوم ثبتنی علی الایمان.»7 وقتی در حدود اجمیر وقت شام در رسید، دزدان از جایی نمودار شدند. ما همه فرض و سنت را گزارده جانب شهر روان شدیم و او نماز را تمام کرد و از عقب آمد. وقت رحلت بر سر8 وقت او رسیدیم.9 آنچنان میرفت که باید و شاید، خواجه احمد10 گفت که اگر مرا پیش کرسی قضا ببرند11 گواهی بدهم12 که آن مرد با ایمان رفته است.