Pramāṇa · Search · About · API

Akhbar al-akhyar 398

Akhbār al-akhyār 398

Language
Persian

398

برادر خواجه احمد است. هم در فوایدالفواد13 نقل از شیخ نظامالدین اولیا -قدس سره - میکند که وقتی من ونصیرالدین طالبعلم پیش شیخ فرید الحق والدین نشسته بودیم، جوانی آمد و زمین بوس کرد14 و بنشست. نصیرالدین از جوگی پرسید که بابوا سر موی15 آدمی به چه دارو دراز گردد؟ مرا16 از17 این پرسیدن او و18 در حضرت شیخ ناخوش آمد. ناگاه خواجه وحید نبیره19آ خواجه معینالدین آمد و التماس ارادت کرد. شیخ فرمود: من این را از خانوادهآ شما در یوزه دارم. مرا چه مجال باشد که دست شما به نیت ارادت بگیرم. خواجه وحید الحاح بسیار کرد و مرید شد و محلوق شده و1 این نصیرالدین طالب علم که از جوگی برای درازی موی می پرسید نیز محلوق شد و برکت صحبت درویشان در وی تأثیر کرد، رحمة الله علیهم اجمعین. از ملفوظات شیخ شرفالدین یحیی2 معلوم میشود که او مرید شیخ نجمالدین کبری است. در سیرالاولیا نوشته است که او خلیفهآ شیخ سیفالدین باخرزی است و شیخ نجمالدین را دریافته بود. هم در سیرالاولیا مینویسد که او سخت بزرگ بود.3 در صحبت شیخ نظامالدین اولیا - قدس سره - سماع بشنیدی و به غایت خوب صورت و نیکو سیرت بود. چون شیخ بدرالدین سمرقندی به رحمت حق پیوست، او را در سنگوله4 دفن کردند. روز سوم شیخ نظامالدین اولیا حاضر شد. مجلس خاسته5 بود و سماع در داده. پستر رسید،6 در حظیرهآ دیگر نشست. چون ایشان در سماع خاستند7 شیخ نظامالدین نیز برخاست. بعضی گفتند که میان شما و میان ایشان بعد مسافت است. شما بنشینید، فرمود: موافقت شرط است.