Akhbar al-akhyar 399
Akhbār al-akhyār 399
- Language
- Persian
399
مرید خواجه بدرالدین سمرقندی است. در دهلی بود و چون سلطان معزالدین کیقباد در کیلوکهری شهر نو بنا کرد، وی از شهر آمده هم کنارهآ آب جون مقامی ساخته بودند.1 غالبا میان وی و شیخ نظامالدین اولیا چندان محبت و اخلاص نبود. در سیرالاولیا مینویسد که پسران شیخ رکنالدین که جوانان نو خاسته بودند و مریدان او، بارها درکشتی سوار میشدند و سماع گویان و رقص کنان از زیر خانهآ شیخ نظامالدین میگذشتند. روزی هم بر این حال2 میگذشتند، چون نظر شیخ بر این جماعت3 افتاد. سر برآورد و گفت: سالهاست که یکی خون میخورد و جان خود فدای این4 راه میکند و دیگران نوخاستهاند، میگویند: تو5 کیستی که مانه ایم؟ دست از آستین برآورد و جانب ایشان اشارت کرد که هان! برو. همین که پسران شیخ رکنالدین به آن غوغا زیر خانه خود رسیدند از کشتی فرود آمدند، خواستند که غسلی بکنند که در آب درآمدند، در حال غرق شدند.