Pramāṇa · Search · About · API

Advice to Jahāngīr 208

Mauʿiẓa-yi Jahāngīrī 208

Language
Persian

208

و هر آین هر که بی تامل و اضطرار در مقام انتقام خصم درآمده داعیهآ محار به کند ، بر گذرگاه سیل خوابیده ، بر روی آب روان خشت زده باشد چه [23a 210] بر توت خود اعتماد کردن و بزور و شجاعت خود مغرور شدن از عقل دورست - و لیکن مراعات جانب حزم را بدان مقدار واجب باید دانست که کار خود را از پیش ببرنده و دران باب بمرتبهآ اقراط نباید رسانید که نفس خود را خوار کرده دلیری دشمن بیفزاید و ابواب چاره اندیشی را بر روی خود بسته باشند - و اگر چناچه ملاحظه نمایند که دشمن قصد جان ایشان دارد ، درین حال لابد بحکم غیرت و بمقتضای حمیت قرار مقابله و مقاتله بخود داده ، دل در عنایت بی غایت9 مسبب الاسباب بندند ، و دل از جان برداشته در میدان مبارزت در آیند - 19تا ممکن و مقدور بوده باشد کوشش نمایند که اگر سعی و کوشش11 فرو گذارند در خون خود سعی کرده باشند و چون بکوشند حال از دو یک شخص در نیاید ، و دنع ایشانرا اهم سهمات دانسته بتلطف و چابلوسی ایشان مغرور نشوند - و هر چند تملق پیش آورده تضرع پیشتر کنند ، اعتماد ننموده ، متاع روی اندود تزویر و شعبدهٔ‌ نفاق آلود ایشانرا نخرند و افسون جانگذاری ایشاترا در گوش راه ندهند - و هر چند تلطف و ملایمت بیش بینند در بدگمانی و [151.21b] خویشتن داری1 هیفزایند - و چندانکه خصم قدم ملایمت پیش نهد ، دامن موافقت پیشتر در چینند . که گفته اند بقول دشمن فریفته نباید شد اگرچه مودت کند ، و بسخن خصم اعتماد نباید کرد هر چند در مصادقت مبالغه نماید ، چه از ایشان بهیچ رو2 دوستی نیاید - و دشمن اکر به هزار نقش3 بر آید ، هنوز رنگ عداوت بر دلش باق خواهد بود - وگفته اند کینه در سینهآ دشمن چون انگشت4 فسرده باشد - اگرچه حالی اثر ظاهر نکند ، اما چون شراره بوی رسد ، افروخته گشته فروغ خصومت بالا گیرد و جهانی را سوخته دود آن بسی دماغها را خشک و بسیار دیدها را تیره سازد و ممکن تیست که تا5 ذرهآ از انگشت کینه در کانون سینه باشد ، از مضرت شعلهٔ‌ خصومت ایمن توان بود -