Pramāṇa · Search · About · API

The History of Shāh Shujāʿ 2.4.2

Tārīkh-i Shāh Shujāʿī 2.4.2

Language
Persian

2.4.2

به کل حال خامهآ مقطوع اللسان من از هرزه درایی آمده، خاطر از همه وا سوخته، به خموشی ساخته، مرا در کشاکش نفس درازی انداخته و فارس کمیت واسطی نژادی که جولان باز در مضمار تحریر این حالات با همه لنگی و ناروانی، گرم تکاپو و قدم نه جست و جو گردیده، اگرچه تفصیل حالات و واقعات پادشاه روی زمین، خلیفهآ راستین، فرمانفرمای خواقین زمان، حکمران سلاطین عالی مکان، نقاوه سلسلهآ کورکانیه، وارث تخت و افسر صاحبقرانیه، همای اوج بلندپروازی، صاحبقران ثانی، ابوالمظفر شهابالدین محمد شاهجهان پادشاه غازی خلد بقائه از کتاب1 پادشاهنامه که مؤلف آن قدوه دانشوران «عبدالحمید لاهوری» است بر جویندهآ حال و پژوهندهآ مقال معلوم میگردد و مجملی که این نامه سیاه قلمرو علم و عمل مرقوم قلم اختصار می گرداند، احوال سه چار سال آخرین آن یادشاه با داد و دین است و در این صحیفه هرجا «پادشاه جهان» مطلق مرقوم می گردد کنایه از «شاهجهان پادشاه است» و اسامی نامی شاهزادگان عالی مقدار والاتبار بههمان دستور که صحایف جلال و مناشیر اقبال به آن معنون و مزین است بر صحیفهٔ‌ نگارش ثبت مینماید. بر مستعدان خبیر و مسترشدان بصیر مخفی و محتجب نماند که ایزد هستی، بخش پادشاه جهان را از کثرت اولاد سعادت بنیاد که بهین انموذج بخشش سبحانی است و گزین نمونهآ رحمت یزدانی، مرزوق و روزیمند گردانیده در این ایام دولت انتظام که از شهور سنهآ سبعین و الف (1070 ه) است چهار پسر والاگوهر سعیداختر بر وفق رضای یادشاه جهان پناه عامل بوده، دقیقهای از دقایق فرمان پذیری و اطاعتورزی نامرعی نمی گذاشتند. نخستین: شاهزادهٔ‌ بلنداقبال سعادت پژوه سلطان محمد داراشکوه.