Pramāṇa · Search · About · API

The History of Shāh Shujāʿ 2.4.3

Tārīkh-i Shāh Shujāʿī 2.4.3

Language
Persian

2.4.3

ثانی: شاهزادهٔ‌ عالی وساده، دیهیم سلطنت را بی بها در جلال الدوله سلطان شاه شجاع بهادر که محرر این سطور مدت بیست و چهار سال از خدمتگزاران عتبهآ اقبال او بوده، بهنوازش مسرور و خورسند زندگانی مینمود. ثالت: سلطانالسلاطین شهزادهآ سبک عزم، گران رکیب، سلطان اورنگزیب. رابع: شاهزاده هلال رکاب، آسمان رخش، سلطان مراد بخش است. این هر چهار شاهزاده عالی وساده مثل عناصر اربعه لازمهآ ترکیب و تنظیم عالم و عالمیان گشته، مطلقا از دایرهآ حکم و رضای پدر عالی گهر معلی افسر که هر آیینه مثمر بهرهاندوزی و منتج سعادتاندوزی بود قدم بیرون نمینهادند و پادشاه جهان مهین خلف دودهٔ‌ شرف سلطان محمد داراشکوه را به ولابتعهد در ظاهر موسوم ساخته، پیوسته بهسعادت حضور خویش مشرف میداشته و مهر پدری را با محبت عاشقی منضم ساخته، عاشقانه با آن دری آسمان جلال سلوک مینمود و جمیع مهمات مالی و ملکی بهرأی رزین و خرد دوربین آن شهزادهآ گران تمکین تمشیت می پذیرفت. قبل از این به چند سال پادشاه جهان از روی لطف بیپایان امرکردند که کرسی زرین در برابر سریر عرش نظیر، نهاده آن قرةالعین سلطنت را بر آن اجلاس نمایند و مقرر نمودند که هر گاه به کورنش شهریار جهان مدار شرف شود، بر آن کرسی مینشسته باشد و آن شاهزاده از روی حب مملکت و ولوع سلطنت که در ذات1 سلاطین زادگان از بدو وجود و ودیعت نهادهٔ‌ دست قدرت است و به آن سجیت مفطور گشتهاند با برادران والاشأن طریقهٔ‌ موافقت و یگانگی نمی سپرد.