The History of Shāh Shujāʿ 6.7
Tārīkh-i Shāh Shujāʿī 6.7
- Language
- Persian
6.7
لیکن ندانست که سیل جوشان را مشت خاکی نتواند سد راه شد و یا کوه البرز را پرکاهی نتواند تحمل نمود. بهیک حملهٔ مریخ صولتان سماک نیزهآ مغل، لشکر دکهن چون بنات نعش متفرق2 و منتشرشدند و تا به حیدرآباد عنانگیر بارهٔ عزم نگشتند و در این لشکر که دوازده هزار سوار تعیین یافته بودند خدمت بخشیگری و واقعه نویسی این جشن فیروزی بزرگ به برادر مسود این صحایف که موسوم بهمحمد مؤمن است مقررگشت اگرچه مومی الیه از ملازمان درگاه پادشاهی است و هفتصدی ذات و صد و پنجاه سوار منصب دارد لیکن حسبالامرالارفع بهدیوانی محال دکهن مأمور بود. چون این صوبه در اقطاع سلطان السلاطین اورنگ زیب شاه تفویض یافت محمد مؤمن مذکور بهسعادت ملازمت سلطان عالی مکان معزز گردید و از ناهمواری و نامرادی که داشت به غایتالغایت مورد عنایت و توجهات بیپایان گشت و در این هنگام که سنهٔ سبعین و الف است (1070 ه) او را به حجابت به جانب حیدرآباد و کرناتک روانه نموده امید فوز و فضل الهی آنکه بهزودی از آن حدود معاودت نماید.