Pramāṇa · Search · About · API

Akhbar al-akhyar 167.2

Akhbār al-akhyār 167.2

Language
Persian

167.2

چون در بنگاله رسید، یک روز بر آبی نشسته بود، برخاست و تجدید وضوکرد و حاضران راگفت بیایید تا بر جنازهآ شیخالاسلام دهلی نمازکنیم که او این ساعت نقل کرد و همچنان بود که بر زبان او رفته بود بعد از آنکه نمازکرد روی سوی حاضران کرد و گفت: اگر شیخ الاسلام دهلی ما را از شهر بیرون کرد، شیخ ما او را از جهان بیرون کرد1. هم در فوایدالفواد نقل از سلطان المشایخ میکند که فرمود شیخ جلالالدین تبریزی - قدس سره -چون در دهلی آمد و بعد از چندگاه روان شد، میگفت که چون من در این شهر آمدم زرصرف بودم، این ساعت نقرهام تا پیشتر چه خواهد شد؟ و هم در آنجا نقل میکند که اندر آنچه شیخ جلالالدین تبریزی در بدایون رسید روزی در دهلیز خانه نشسته بود، مردی جغرات فروشی کوزه1آ جغرات بر سر کرده پیش آن در بگذشت. این جغرات فروش از جماعهآ قطاع طریق بود که در مواشی بدایون میباشند، چون نظر او بر روی مبارک شیخ جلالالدین افتاد هم در اول به قید درونهآ او بگشت. چون شیخ در او تیز بدید، گفت: در دین محمد - صلی الله علیه و سلم - این چنین مردان هم میباشند برفور ایمان آورد. شیخ او را علی نام کرد، چون مسلمان شد در خانه رفت و یک لک جیتل خدمتی آورد. شیخ قبول کرد و فرمود که این سیم را هم تو نگاه دار آنجا که خواهم گفت به مصرف رسانی. فی الجمله از این سیم، به هرکس میبخشید یکی را صد درم می فرمود و یکی را پنجاه درم و یکی را بیش و هرکه را اندک فرمودی پنج جیتل فرمودی. اقل تصدق شیخ پنج جیتل بودی تا چند گاه برآمدن، آن همه سیم خرج شد، یک درم ماند.