Akhbar al-akhyar 167.4
Akhbār al-akhyār 167.4
- Language
- Persian
167.4
در فوایدالفواد نقل میکند که شیخ جلالالدین تبریزی مکتوبی به جانب شیخ بهاءالدین زکریا -رحمة الله علیه -- فرستاده است و در آنجا نوشته: «من أحب افخاذ النساء لا یفلح ابدا1» ونوشته است که هر که دل بر صنعت بندد، گویی «صار عبدالدنیا». در جوامع الکلم که از ملفوظات سید محمد گیسودراز است، می نویسد که شیخ فریدالدین -قدس سره - در کودکی بیشتر مشغول و مستغرق بودی تا آن که او را مردم قاضی بچهآ دیوانه میگفتند. باری شیخ جلالالدین در آن منزل رسید، پرسید: اینجا درویشی هست؟ گفتند که کودکی هست دیوانه شکلی که در مسجد جامع افتاده میباشد. شیخ جلالالدین به دیدن او آمد و اناری به دست او داد، او صائم بود، آخر به خلق قسمت کردند. یک دانه افتاده ماند، وقت افطارهم بدان دانه روزه بگشاد. آن روز مزید ترقی بالاتر یافت با خود گفت که اگر آن تمام انار میخوردم چه فوایدها میبود. چون به شیخ الاسلام قطبالدین پیوست، این حکایت کرد، شیخ فرمود: بابا فرید هرچه بود هم در آن یک دانه بود، برای تو داشته بودند. در سیر الاولیا مینویسد که در اثنای آن که میان شیخ فریدالدین وشیخ جلالالدین مکالمه میرفت، شیخ فریدالدین به غایت جامه پاره داشت هر بار باد میزد و شیخ به دامن پیراهن، محل ازار پاره میپوشید. شیخ جلالالدین دریافت، فرمود که درویشی در بخارا به تعلیم مشغول بود هفت سال ازار در تن نداشت، فوطهای داشت. خاطر جمع دار تا چه شود. سلطان المشایخ می فرمود که شیخ جلالالدین از این درویش مراد نفس خود داشت. قبر شیخ جلالالدین تبریزی در بنگاله است، یزار و یتبرک به، قدس الله تعالی سره العزیز.