Pramāṇa · Search · About · API

Akhbar al-akhyar 221

Akhbār al-akhyār 221

Language
Persian

221

فرمود: رونده رو به کمال دارد. یعنی سالک تا در سلوک است، امیدوار کمال است. بعد از آن فرمود که سالک و واقف و راجع: سالک آن است که او راه رود. واقف آن است که او را وقف افتد. در این محل سؤال کردند که سالک را وقفه میباشد؟ فرمود: آری، هرگاه که سالک را در طاعت فتوری افتد، چنانچه از ذوق طاعت بماند، او را وقفه باشد. اگر زود کار را دریابد و به انابت پیوندد، سالک تواند بود. اگر عیاذا بالله هم بر آن بماند، بیم آن باشد که راجع شود. بعد از آن، این را بر هفت قسمت بیان فرمود: اعراض، حجاب، تفاصل، سلب، مزید سلب، قدیم تسلی، عداوت و فرمود: دو دوست1 باشند عاشق و معشوق، مستغرق محبت یکدیگر. در این میان اگر از عاشقی2 حرکتی یا سکنی3 در وجود بیاید که نه پسندیدهآ دوست او بود، آن دوست از او اعراض کند. یعنی روی بگرداند. پس عاشق را واجب است که در حال به استغفار مشغول شود و به معذرت پیوندد، هر آیینه دوست از او راضی شود و اگرآن محب هم بر آن خطا اصرارکند و عذرنخواهد، آن اعراض به حجاب کشد، معشوق حجاب در میان آرد. پس محب را واجب آید که به توبه گراید و اگر در این باب هم تأخیرکند، حجاب به تفاصیل4کشد. چه، شود آن دوست از وی جدایی گزیند و اگر هنوز مستغفرنشود، سلب مزید5 شود. مزیدی که او را در اوراد ذوق طاعت و غیر آن بوده باشد. اگر6 عذر آن نخواهد و بر آن بطالت7 بماند، سلب قدیم شود. طاعتی و راحتی که پیش از مزید داشت، آن هم بستانند. پس اگر اینجا هم در توبه تقصیری رود، بعد از آن تسلی شود. یعنی دوست او را بر جدایی دل بیارامد.8 پس اگر9 انابت اهمال رود، عداوت شود. نعوذ بالله منها.10