Pramāṇa · Search · About · API

Akhbar al-akhyar 274

Akhbār al-akhyār 274

Language
Persian

274

شیخ نصیرالدین محمود میفرماید که در کرک6 میبود که موضعی است از بدایون. مردی بزرگ بود و حافظ قرآن و صاحب ولایت. روزی با شاگردان به هم در تماشا بود و در7 راه درختان آک بار گرفته بودند. ایشان آن را شکستند8 و در9 دست کرده آمدند.10 مولانا را نظر افتاد. گفت: بر دست تو خیار است؟ گفت نی بار آک است. مولانا گفت: نی. گفت: نی خیار11 است. شاگردان گفتند: مولانا! ما آن را به دست خود شکستهایم، بار آک است و این زمان هوای خیار نیست، شما از کجا می فرمایید. مولانا گفت: بیارید. خیار بر دست مولانا دادند. مولانا کارد کشید و12 پاره کرد. همه را داد خوردند، خیار بود. از خدمت شیخ نصیرالدین - رحمةالله علیه - پرسیدند: خواجه عزیز کرکی13 و مولانا مخلصالدین معاصر بودند؟ فرمود: آن معلوم نیست، اما خواجه عزیز کرکی14 نیز سخت بزرگوار مردی بود. بعد از آن فرمود: در بدایون بزرگان بسیار بودند، رحمة الله علیهم اجمعین.15 مرید شیخ جلالالدین تبریزی بود و نعمت هم از او یافته، مشهور است به کرامات.