Akhbar al-akhyar 304
Akhbār al-akhyār 304
- Language
- Persian
304
163 المساکین والعاملین علیها والمؤلفة قلوبهم وفی الرقاب» (توبه، 60/9)1 فقرا و مساکین برای سد جوع میستانند2 و در3 رقاب فک رقبت است و رقبت را حکم موت است آن کسی که برده آزاد میکند. گویی احیاء موتی میکند؛ پس در این شدت بیشتر باشد، پس این را4 به کلمهآ فی گفت. در دیگران به کلمهآ لام، زیراکه در رقاب شدتی است5 که در آن نیست. این بیان علم نحو و6 معانی و بیان بود. اما بیان مشایخ آن است که آنکه مجاهده خواهد کرد از این سه خالی نیست. یا از ترس دوزخ، یا7 امید بهشت، مجاهده خواهد کرد8 و یا برای خاص ذات پاک حق -جل ذکرهآ - آن مجاهده لله9 باشد، این فی الله10 باشد، این باید که سخت تر باشد تا حق مجاهده به جای آورده شود. «و جاهدوا فی الله حق جهاده» (حج، 78/22)11 فرمود: قدر مطلوب نمی دانند از آن12 مجاهده اختیار نمیکنند.13 فرمود: قبول اعمال موقوف است بر جذبه یعنی هر عملی که میکنند14 تا جذبه در نیامده است قبول نیست. چون جذبه نامزد15 حال او باشد، هر16 عملی که کند قبول باشد. آن جذبهآ او را17 وقت معین نیست. درصبی18 باشد یا درجوانی، یا در شیخوخیت19. اما جذبه را مراتب است. جذبهآ عوام توفیق یافتن است، در اعمال وجذبهآ خواص20. توجه قلب است به سوی حق مع الانقطاع221 عما22 سواه. پرسیدند که اول شب فاضل تراست یا آخر شب؟1 فرمود که2 در حدیث آمدهاست: «سأل رسول الله - صلی الله علیه و سلم - عن جبرئیل ما افضل الاوقات فقال لاآدری ولکن اذامضی نصف اللیل ترتعد3 الملائکة وتهتز4 العرش ان لربکم فی ایام دهرکم نفحات آلا فتعرضوا لها»5 فرمود: «رأیت ریی لیلة المعراج6 فی احسن صورة». رسول علیه السلام7 صورت خود را مراد داشته است. ای «وکنت فی احسن صورة کما8 یقول رأیت آسدا راکبا ای و کنت راکبا»9 یعنی آن زمان صورت من نیکوترین صورتها بود. زیرا که معراج بود و ملاقات انبیا بود و بشارت و نزول نور و قرب رسیده بود. هرآیینه حسنی و جمالی در صورت پاک رسول - علیه السلام - پیدا آمده بود. جواب دوم مراد از ربی سیدی است. ای «رایت10 سیدی جبرئیل فی احسن صورة» روا باشد که رب گویند و سید خوانند. استشهاد قول ابی هریره آورد، وقتی میگفت: «رأیت ریی11 فی صکک المدینة یمشی وعلیه حلة حمراء12 وفی رجلیه نعلان قالوا له اکفرت بعد الایمان فتبسم وقال رأیت ربی ای سیدی الحسن رضی الله عنه»23 چون سخن در صورت افتاد، پرسیدند: «ان الله خلق آدم علی صورته»1 چه باشد؟ فرمود: «ها» عاید است به آدم، زیرا که صورت آدم چنانچه آفریده شده بود، در قد و2 بالا هم بر آن صورت بود. خلاف صورت آدمیان زیرا که آدمی اول کودک بود بعده جوان، بعده پیر. فاما آدم بر یک صورت بود و تبدل در وی نبود و3از جمله فضلای عصر که در حلقهآ ارادت4 شیخ نصیرالدین محمود درآمده5 بودند، مولانا مطهرکره است در فضیلت و بلاغت و فصاحت از متفردان6 روزگار بود. به انواع مراحم و اشفاق شیخ مخصوص بود.7 قصیدهای دارد در8 مدح وی که بعضی ابیات وی9 این است: دوش آن زمان که از افق مغرب شتا خورشید